شاهسَوَنِ بَغدادی. سَ وَ نِ بَ   ارسال شده در تاریخ : سه شنبه ، ۲۶ فروردین ۱۳۹۳

شاهسَوَنِ بَغدادی. سَ وَ نِ بَ

شما با بخشی از تاریخ شفاهی ایل شاهسون بغدادی در کتابی به همین نام که توسط انتشارات نگارینه به چاپ رسیده است آشنا خواهید شد

«شاهسَوَنِ بَغدادی. [سَ وَ نِ بَ] از ایلات اطراف تهران، ساوه، زرند و قزوین. مرکب از 7419 خانوار که ییلا‌ق‌شان خلجستان و فراهان و قشلاق‌شان ساوه و زرند بوده است و در اطراف قزوین به سی طایفه منقسم می‌شدند...» (لغت‌نامة دهخدا).

ايل شاهسون از ايل‌های بزرگ ايران است كه بنا به روايتی در زمان شاه‌ عباس صفوی از گردآمدن چندين ايل تشكيل شد تا نيرویی در برابر قزل‌باش‌ها باشد. بنا به روايت‌های ديگر، ايل شاهسون از ايل‌های مهم و بزرگ آسيای صغير بوده كه زمان شاه‌عباس به منطقه آذربايجان كوچ نموده و در ايران پراكنده شده‌اند، به گونه‌ای كه هم اکنون فرزندانشان در استان‌های تهران، آذربايجان، مركزی، قزوين، فارس، همدان، خراسان و... هم‌چنین در کرکوک عراق و مناطقی از ترکیه ساکن هستند.

بر اساس آخرين یافته‌ها، جایگاه اصلی ايل پیش از پراكندگی، منطقه كركوك کنونی، در برگیرنده غرب ايران، شمال شرقی عراق و جنوب شرقی تركيه بوده است. اين‌كه ایل از كجا آمده و از کی در آن‌جا مستقر شده‌اند، به طور دقيق معلوم نيست. در روزگار کنونی، ايل شاهسون در چندين كشور پراكنده شده‌اند كه مهم‌ترين آن‌ها ايران، تركيه و عراق  هستند.

از شواهد موجود، ايل شاهسون يا جمعيت سازمان يافته‌ا‌ی تحت لوای شاهسون از دوران شاه ‌عباس بزرگ به بعد، جزو قشون و لشكريان ايران بوده‌اند و در بخش‌های گوناگون كشور به انجام وظيفه اشتغال داشته‌اند. شماری در آذربايجان، تعدادی در اطراف بغداد و برخی در استان‌های جنوبی ایران حضور داشته‌اند. از قرار اين ایل‌ جزو سپاهيان ایران بوده‌اند‌ و يكی از وظايف آنان برقراری امنيت منطقه، كنترل مرزها و محافظت جان و مال و ناموس مردم بوده است. ماموریت گروهی از ايل شاهسون اطراف بغداد بوده كه سير تحولات تاريخی آنان را، به نام ايل شاهسون بغدادی معروف نموده است و سرانجام در استان‌های تهران، مركزی، قم، همدان، قزوين، زنجان، فارس و... استقرار يافته و ساكن شده‌اند.

 

...شیرزنان طایفة كوسه‌لر ایل شاهسون بغدادی نخستین تحصن اعتراضی پس از تشکیل مجلس شورای ملی را به خاطر زندانی شدن اسدخان ایل‌بیگی پیشین و ريش‌سفيدان بخش لك ایل انجام می‌دهند. حکومت مرکزی برای پرهیز از توسعه تحصن‌های دیگر ناراضی‌ها، دستور آزادی زندانيان شاهسون را صادر می‌نمايد... .

نمایندگان مجلس مشروطه، امنيت شهر تهران را به منصورنظام سرکرده ایل شاهسون بغدادی واگذار می‌نمايد. وی برای هر پاسگاه تهران سی تا پنجاه سوار مامور ‌می‌کند تا امنیت شبانه را برقرار نمايند. او به عرض نمایندگان مجلس می‌رساند كه سواران شاهسون نمی‌خواهند و نباید با تفنگ به سوی مخالفان شلیک کنند و پيشنهاد می‌دهد با شورشیان و مخالفان مشروطه به وسیله چوب‌دستی مبارزه شود. مجلس مشروطه دستور برقراری امنیت با چوب‌دستی را صادر می‌كند. منصورنظام، سواران را به چوب‌دستی مجهز می‌سازد... .

آن‌ها شبانه ده تا بيست تن از اراذل و اوباش را دستگير و تحويل زندان می‌دادند... به دستور مجلس مشروطه، سواران منصورنظام دو تن از رهبران مخالف تهران و طرفدار محمدعلی‌شاه، به نام‌های صنيع‌حضرت و مختارالسلطنه را شبانه دستگير و به دوشان‌تپه اعزام می‌دارند... .

ماجرا گزارش می‌شود و محمدعلی شاه از منصورنظام کینه به دل می‌گیرد. به  شاه  می‌گویند؛ چنانچه بخواهيد مجلس را به توپ ببنديد منصورنظام نمی‌گذارد، او سوگند خورده كه طرفدار مشروطه باشد و از آن دفاع کند... محمدعلی شاه تصميم می‌گيرد سواران شاهسون را پراكنده سازد تا از قدرتشان بكاهد. منصورنظام و سواران شاهسون مامور دولت بودند. بی‌درنگ چندين فرمان جهت پراكنده كردن قوای شاهسون بغدادی  صادر می‌گردد... .

هم‌چنین برای دوركردن منصورنظام از مرکز، شاه به دستور و امضای خود، فرمانی به این مضمون  صادر می‌کند: «علی‌اكبرخان منصورنظام به محض وصول اين فرمان به سنندج حركت نمایید و خود را به حكومت كردستان معرفی فرمایيد.»...  غروب آن روز آقایان صوراسرافيل و ملك المتكلمين به خانه منصورنظام می‌آيند و از او درخواست پناهندگی می‌نمايند. می‌گویند؛ شاه دستور داده ما را دستگير نمايند... منصورنظام روز بعد به وزارت جنگ باز می‌گردد. اميربهادر از وی استقبال می‌کند. پس از تعارف دستور قهوه می‌دهد... منصورنظام می‌دانست،چهره‌های آشنایانی که می‌دید، آخرین دیدار و گام‌هایی که هر چند با تانی برمی‌داشت، آخرین قدم‌های او بر این خاک بود که به حق مسافرخانه‌اش نامیده‌اند... .

 

تاريخ شفاهی مقدمه‌ای بر تاریخ نوشتاری است. همواره جريان‌های سياسی و اجتماعی باعث می‌شوند بخش‌های از تاريخ در هاله‌ای از  ابهام بماند و منابع نوشته شده نتواند پاسخگوی نياز پژوهشگران باشد. درنگ در اين شيوه پژوهشی با بهره‌گيری از روايت‌ها، موجب می‌شود پژوهش‌های‌ جامعی در زمينه تاريخ فراهم آید. تاريخ شفاهی نگاهی موشکافانه به رویدادها می‌افکند، به اين جهت که پژوهشگر اين حوزه با شاهدان عينی رویدادها سر و کار دارد، پرداختن به تجربه‌های اجتماعی و سياسی هر يک از راويان می‌تواند سرفصل‌های جديدی برای پژوهش پدیدآورد. تاريخ شفاهی فرصت با ارزشی است برای آنان که نتوانسته‌اند به زاويه‌های تاریک و مبهم گذشته بپردازند. اهمیت آن از این روست كه مورخ با صحنه‌سازان يك جريان تاريخی روبروست، با افرادی كه در بطن يك حادثه بوده‌اند و شاهدان اصلی آن هستند. تاريخ شفاهی شناخته‌شده‌ترين روش ثبت اطلاعات و فنی برای گرد‌آوری داده‌ها می‌باشد تا گزارش‌هايی از دیدگاه‌ و نظر شاهدان يك ماجرا يا شركت‌كنندگان يك حادثه را بازگو نماید.

     این کتاب بخشی از تاریخ ایل شاهسون بغدادی بنا بر روایت  علی‌اکبرخان‌قرابکلو ملقب به فتح‌السلطان می‌باشد. او دیده‌ها و تجربه‌های زندگی نود و پنج ساله خود، هم‌چنین خاطره‌ها‌ی عموی يك‌صد و بيست ساله خود را بازگو می‌کند. این دو تن نزدیک به دو قرن از زندگی و رویدادهای دوران خویش و پیش از خود را منتقل می‌کنند.

آقای هرمز محیط با گردآوری سندها، عکس‌ها و مدرک‌های تاریخی ایل و تطبیق آن با روایت فتح‌السلطان در مستند‌سازی این تاریخ شفاهی گام‌ موثری برداشته‌اند، هم‌چنین کوشیده‌اند‌ با ثبت و نگارش گفته‌های بزرگان و آگاهان با حفظ امانت‌داری، صورت کامل‌تری از رویدادها و پدیده‌های ایل را در اختیار خوانندگان قرار دهند.




بازگشت