تصویرسازی کتاب کودک به کجا می‌رود؟   ارسال شده در تاریخ : سه شنبه ، ۷ خرداد ۱۳۹۲

تصویرسازی کتاب کودک به کجا می‌رود؟

تصویر دار کردن داستان‌ها را به همراه نوشته یا بدون آن تصویرسازی می‌گویند.

تصویرگری با این انگیزه انجام می‌شود که به نوشته تجسم عینی بخشیده تا مخاطب بتواند بهتر و با لذت بیش‌تری با داستان ارتباط برقرار کند. گاهی تصویرگری طوری انجام می پذیرد که نوشته‌ای تصویر را همراهی نمی‌کند، اما مخاطب می‌تواند با دنبال کردن تصویرها روند داستان را درک کند و معنای آن را بفهمند و از آن لذت ببرند. تصویرگری کتاب‌های کودک و  نوجوان از  شیوه‌های گوناگون برای بازنمایی روایت‌های استفاده می‌کند. این شیوه‌ها‌ یا برگرفته از سبک‌های نقاشی است یا تلفیق چند شیوه از آن‌ها با هم است.

تصویرگری کتاب کودک در امتداد ادبیات کودک و نوجوان حرکت می‌کند. تصویرگری از نظر هنری در کنار ‌گرافیک یکی از دو بخش مهم کتاب را تشکیل می‌دهند. بر همین اساس با ‌گرافیک کتاب در هم تنیده شده است؛ در عین حال از لحاظ ابزار، روش‌ها و شکل، بخشی از هنر نقاشی به شمار می‌رود. تصویرگری در عین پیوستگی دایمی با نوشته، می‌تواند مستقل دیده شود اما به هر ترتیب، تصویری که ساخته می‌شود، همیشه مبتنی بر داستان است، هر چند کتاب پدید آمده، تصویری و فارغ از قصه باشد.

تصویرسازی‌ که با نوشته همراه است باید برای حروف داستان جای مناسبی تخصیص دهد تا در صفحه‌آرایی هر دو همدیگر را کامل کنند. تصویرسازی کودک باید چنان باشد که شناخت درستی از جهان اطراف بدهد چرا که کودک هر آن چه را می‌بیند از آن می‌آموزد البته نا گفته نماند که کودک باید بتواند با نگاره‌ها، نقش‌ها و رنگ‌های تصویرسازی ارتباط برقرار کند و این مقدور نمی‌شود مگر با بهره‌گیری از نمادها، نقش‌ها، نگارینه‌ها انگاره‌های بومی و ملی.

از هزاران سال پيش آدمی به كمك ابزار تصوير بسياري از مفاهيم را منتقل می‌كرد. مفاهيمي كه واژه‌اي براي آن وجود نداشت. قديمي‌ترين خط‌ها، تصويرهايي بوده كه انسان‌ براي ارسال پيام بر ديواره‌هاي غارها، تنه‌درختان يا برسنگ‌ها کشیده است. البته تصویرهای دیرینه بنابر منطقه زیست آدمی با هم متفاوت بوده است که این تفاوت ناشی از اقلیم منطقه، ابزار به کار گرفته شده و فرهنگ بدوی آن‌ها بوده است. با این تفاوت‌ها این تصویرسازی‌ها دارای بیانی رساتر و گیراتر از کلام داشته است و آن را تا مرز سحر و جادو پیش برده است ولی با تمامی این تفسیرها تصويرسازي در طول تاريخ چيزي جز داستان‌پردازي تصويري نبوده است. با آغاز تمدن‌هاي اسطوره‌اي و پيدايش اشكال  نوشتاري كه قديمي‌ترين آن‌ها خط‌های تصويري مانند خط "هيروگليف" مصري و خط‌های ميخي باستان از قبيل خط "سومري" و "عيلامي" بوده است كه به كمك آن‌ها افسانه‌هاي اساطيري در كتيبه‌هاي سنگي و مهرها يا پاپيروس نوشته مي‌شد. در خلال تمام آن تصويرها داستان‌هايي در مورد خلقت جهان و انسان، نيروهاي مافوق طبيعي و راز تولد و مرگ و جهان ماورا موجود بود. پس می‌توان گفت خط‌های امروزی مبنای بر پایه تصویر و تصویرسازی دارد. در دوران پارينه سنگي و ميان سنگي در نمونه‌هايي مثل تصویرهای غارهاي "لاسكو" ، "التاميرا" و "مير ملاس" در لرستان نقاشي چيزي جز جادو نبوده است. درآن دوران تصویرها و نقش‌ها در ارتباط با انتقال جادويي قدرت‌هاي مرموز جهان طبيعت در زندگي جمعي یا موقع شكار براي سيطره بر قدرت حيوان‌ها و در موقعی ديگر به همراه مراسم ‌ آييني به منظور چيرگي بر قدرت تخريب‌گر طبيعت يا  تقاضای باران و مثل آن كشيده مي‌شدند .

سپس به تدريج در دوران نوسنگي با به وجود آمدن كشاورزي و دامپروري و ظهور هسته‌هاي اوليّه زندگي اجتماعي در شهرها، توتم‌هاي افسانه‌اي و حماسه‌ها شكل مي‌گيرند وتصويرسازي به همراه نوشته كتاب‌هاي مقدس مانند "اوستا"، "زبور"، "تورات" و "انجيل" وسيله‌اي مي‌شود براي بازگو كردن روايت‌هاي مذهبي، داستان‌هاي پيامبران و مردمان هم عصر آنها، تجسم چهره‌هاي قديسان و فرشتگان و رويارويي نيروهاي خير و شر که هر کدام از عنصرهای متفاوتی بنابر فرهنگ مردم مورد خطاب بهره گرفته‌اند.

در چين تصويرسازي تحت تأثير تعليم‌های فرزانگاني چون "كنفسيوس" و "لائوتسه" راوی حكايت‌هاي اندرزگونه و شاعرانه مي‌شود یعنی در دوران باستان هم تفاوت فرهنگی و تصویری چه در ایده‌ها و تفکر و چه در نمادها و نگاره‌ها و نقش‌ها دیده می‌شود و در هر منطقه بنابر درک و فهم مخاطبان خود هنرمندان تصویرگر در کنار دیگر مصلحان جامعه سعی در پرورش آدم داشته است.

از اولین کتاب‌های مصور در ایران "اوستا" بوده است و تصویرگری در ایران پیوندی محکم با مذهب داشته است. چنان که "مانویان" با گرایش خاص به تصویرسازی متن‌های مذهبی سنت نگارگری را در آسیای مرکزی و اطراف رونق بخشیدند.
پیشینه غنی تصویری بر دیوارها، سنگ نگاره‌های "هخامنشی"، "پارتی" و "ساسانی" تاثیر زیادی بر پیدایش مکتب‌های تصویری سده‌های میانه از جمله "مكتب عباسي"،  "مكتب سلجوقي" و در دوره تيموريان، "مكتب هرات"  و سپس در عهد صفويّه "مكتب تبريز" ، " مكتب قزوين" و " مكتب اصفهان"  گذاشت و اغلب این  تصويرها رواي حكايت‌هاي منظوم بوده‌اند. آثار منظومي چون "مقامات حريري ورقه" و "گلشاه" ،"كليله و دمنه" در سال ۳۳۰ هجری قمری، "قابوس‌نامه" به سال ۴۸۳ هجری قمری و"سمک عیار" در قرن هفتم  و ديوان‌هاي شعر چون "شاهنامه" و داستان‌هاي عاشقانه مثل "خمسه نظامي" بيانگر مضامين داستاني در شعرها مي‌باشند. البته این میان شاهد تصویر‌سازی در کتاب های علمی- آموزشی هستیم مثل کتاب‌های "شفا" و "قانون". تفاوت در این تصویرگری‌ها و خلاقیت در آن‌ها منجر به شهرت و ماندگاری تاریخی آن‌ها شد که تمامی مدیون توجه هنرمندان خالق آن به فرهنگ بومی بود. پس از اسلام در ایران تصویرگری شکل و بوی دیگری به خود می‌گیرد نقش‌ها تغییر پیدا کرده و بیش‌تر در ترسیم و تجسم گل و گیاه با نمادهای گرافیکی در فرش، گلیم، کاشی‌کاری، قلم‌زنی و... بروز می‌کند و با تزیین مکان‌های مقدس و متبرکه در شکل و نقش گیاهان و انواع خوشنویسی که زاده خلاقیت ایرانیان بود و نمادگونه از آن بهره‌برداری می شد با هدف‌گذاری تربیت آدم یعنی همان تعلیم خاتم انبیا و قرآن کریم سعی در ایجاد نقشی نو برای خود بود و هست. سپس در دو سده پیش تصويرسازي معاصر در شیوه‌هاي "قهوه‌خانه‌اي" و "سقاخانه‌اي" ديگر بار داستان‌هاي حماسي "شاهنامه" در پرده‌سازي‌ها و همین طور روایت تصویری حكايت‌هاي مذهبي مانند داستان‌هاي واقعه كربلا رشد و شکوفا می‌شود که جاودانگی و شهرت تمامی آن‌ها مدیون اتکا و استناد به نگاره‌ها، نمادها، نقش‌های بومی و تاثیر از فرهنگ منطقه‌ای بوده و هست.

تاسیس مدرسه دارالفنون هر چند که علم روز دنیای غرب را در اختیار گذاشت و باعث رونق آموزش در بخش‌های گوناگون علمی شد اما به ناچار با بهره‌گیری از معلمان فرنگی و یا فرنگ دیده و رواج این گونه تعامل‌ها در توسعه و گسترش فرهنگ خارجی تاثیر داشت. هنرمندان برای یافتن زمینة بیش‌تر برای مخاطب از هنر غربی تقلید کردند و تصویرسازی دچار نوعی بی‌اعتمادی به خود شد و دنباله‌رو هنر غربی یا روشنفکرانه گردید و نمادها و انگاره‌ها بومی خود را با نام نهادن عامیانه و بازاری به فراموشی سپرد. به هر حال با رواج چاپ سنگی تصویرسازی کتاب وکتاب‌سازی وارد دوره جدیدی از حیات خود شد و در دوره مشروطه با گسترش و رواج مطبوعات حضور و کارکرد تصویر رنگی جدی‌تر به خود گرفت البته فراونی تقاضا برای تصویرگری باعث گردید نمود فزاینده از نقش‌های بومی و ملی را بیش‌تر دیده شود. طبیعی است که با پیدایش و رونق آموزش و پرورش به سبک جدید و گسترش مدرسه به سبک غربی، تصویرگری به ضرورتی برای کتاب‌های کودکان و نوجوانان تبدیل شد و تقلید و رواج از شیوه‌های غربی نیز در تصویرسازی نیز که سابقه‌ای هم داشت رشد کرد. با تلاش و ستیز برخی از هنرمندان که سعی در گسترش فرهنگ و هنر بومی بودند تصویرسازی تا به آن جا پیشرفت که در سال‌های ۱۳۴۰ به بعد تصویرگری کتاب‌های کودکان به عنوان شاخه‌ای از هنرهای کاربردی در ایران  تعریف و دسته بندی شد. اما همان طور که گفته شد چون از غرب به عاریت گرفته شده بود رنگ و بوی فرنگی در آن غالب بود و مطابق با سلیقه، فرهنگ و کاربرد در فرنگ را داشت. البته نباید نادیده گرفت که زندگی در شهرهای مدرن و همسان‌ بودن تقریبی آن در جهان این جامعة جهانی را به هم نزدیک کرده است ولی بر اساس اقلیم، زبان، تاریخ، فرهنگ و بینش مردمان هر منطقه با هم تفاوت‌های چشمگیری دارند.

بعد از این تجزیه و تحلیل و بازنگری خلاصه تاریخ تصویرسازی به بررسی وضعیت کنونی تصویرگری می‌پردازیم. حالا ديگر به يقين مي‌توان گفت هنر تصويرسازي ايران جايي برای خود باز كرد است و چند سالي است که دنيا آن را مي‌شناسند. اين یک دست‌آوردي مبارک است و به هيچ عنوان قصد بی‌احترامی به آن نیست، فقط نقدی بر تصويرسازي نوین ايران وجود دارد که با طرح چند پرسش سعی می‌شود به این نظر سمت و سو داده شود.
چرا كودكان كشور ما ترجيح مي‌دهند از كتاب‌هاي بازاري و یا كارتوني لذت ببرند و با كتاب‌های جايزه‌بگير جشنواره‌ها هیچ ارتباطی برقرار نمي‌كنند؟

چرا ناشرانی که زیر چطر حمایت‌های دولتی نیستند، انتشار كتاب‌هاي بازاری را به چاپ كتاب‌هاي برنده جایزه‌های ریز و درشت جشنواره‌ها ترجيح مي‌دهند؟

برای چه کتاب‌های ترجمه رونق بیش‌تری نسبت به کتاب‌های تالیفی دارد؟

چرا در محافل هنری و جشنواره‌ها معيار ارزش‌گذاري کتاب‌ها تعداد جايزه‌شان شده است و در بازار چیز دیگری؟
شاید وقت آن رسیده است که آثار تصویرسازی بر اساس تعلق به فرهنگ و سنت بومی تجزیه و تحلیل شود.
تحليلی درست و بي‌ غرض، تحلیلی بر اساس ارزش‌گذاري بر مبناي اصول بصري بومی و ملی، هماهنگي با نياز مصرف‌كننده، نه بر اساس جوايز دريافت شده يا توجه آن سوی آبی‌ها؛ كه نگاه و سليقة هماهنگ با بازار كارِ كشورهاي خودشان را دارند. قبل از هر چيز بايد بدانیم كه هنر تصويرگري يكي از حلقه‌هاي زنجير صنعت نشر كتاب كودك است، در این چرخه نمي‌توان از درخواست مخاطب يا مصرف‌كنندة غافل ماند اما همان‌طور كه ذكر شد محور قرار دادنِ سليقة جشنواره‌هاي خارجي به این منجر مي‌شود كه از نيازهاي مصرف‌كننده داخلي غافل شده و با مشكل روبه‌رو شویم. به غیر از این هم مگر هر محصولی برای مخاطب و برای خوشایند او خلق نمی‌شود و قرار نیست با استقبال از این محصول گردش اقتصادی درست شده و تولید هر روز رنگ و بوی تازه‌تری به خود گیرد. اسفناک‌تر این که در اين ميانه تصویرهایی دیده می‌شود که از آثار هنرمندان دیگر کپی می‌شوند چرا که جا بر جای پای کتاب‌های جایزه بگیر بگذارند.

در کنار تحلیل طراحی، شناخت نقش‌ها، نگاره‌ها، نمادها، رنگ‌های و عوامل بصري دیگر خوشایند مخاطب بومی و فرهنگ دیرینه آن بوم و آمیزش آن‌ها با روش‌ها و تکنیک‌های مدرن و روز در ایجاد بدعت و خلق آثاری خلاقانه، بومی، منطبق با فرهنگ کمک خواهد کرد. البته معضل‌های بیشماری دیگری نیز در تصویرسازی دیده می‌شود از جمله این که تصويرگري به دليل روايت‌گر بودن همواره وابسته به تكنيك‌هاي بصري است تا با روش‌هاي متفاوت به روايت داستان مورد نظر خود بپردازد اما گاهي وقت‌ها تكنيك‌هايي كه براي خلق اثر انتخاب مي‌شود با داستان و روايت مورد نظر هماهنگي ندارد و به‌ جاي ايجاد سهولت در سير فهم قصه، باري سنگين‌تر به آن اضافه مي‌كند و درك تصاوير  و داستان را براي مخاطب دشوار مي‌سازد. حال آن كه با بررسي روند حركتي روايت در داستان مي‌توان تكنيك‌هاي مؤثرتر، گوياتر و بديع‌تر را در تصویرسازی قصه به کار گرفت البته نه آن چنان ساده که به جای برجسته کردند مفاهیم داستان فقط آن را مصور کرد.

اگر بیش‌تر به این مطلب پرداخته شود می‌توان این مفهوم را با بیان کرد که تصویرسازی یک قصه یا داستان مصور کردن ساده و نعل به نعل آن نیست بلکه تصویرگر با بینش حساس و هنری خود باید روند حرکت قصه را دریابد و در تجسم بخشیدن مقصود و هدف نویسنده با او همگام شده و محتوای قصه را با زیبایی برای مخاطب تجسم کند. همان طور که گفته شد ساده‌انگاری تصویر و یا پیچده کردن بی‌خودی آن هر دو به قصه صدمه خواهد زد.
در هر صورت هنر تصويرگري مقوله‌اي است كه هم با چرخه عرضه و تقاضاي بازار نشر سروكار دارد، هم به طور مستقيم با مخاطبان خود درگير است. ايجاد هماهنگي بين اين جنبه‌هاي آن را در زمره هنرهاي كاربردي قرار داده است. نقد و بررسي تحليلي با به چالش كشيدن تمامي جنبه‌هاي اين هنر و معرفي نمونه‌هاي درست و با ارزش براساس اصول بصري مي‌تواند موجب پيشرفت و اعتلاي اين هنرِ كاربردي شده و شاید هم به ادبیات کودک و نوجوان نیز انگیزه تعالی و پیشرفت دهد.

با توجه به این که بیش از نه هزار ناشر عمومی، دولتی، کمک آموزشی، دانشگاهی، مذهبی و... از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز نشر دریافت کرده‌اند و اگر تمامی تولیدات کتاب یک سال کشور با آماری که در سال 1389 از خانه کتاب گرفته شده به فروش برسد که امری محال است، تمامی گردش مالی سالانه کتاب در ایران مبلغی حدود ششصد و شصت میلیارد تومان خواهد بود، آن هم در این سال‌های که به گفته مسولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آمار تولید کتاب بیش از سال‌های گذشته بوده است. حال اگر سود ناخالص این گردش را بیست درصد فرض کنیم که بیش‌ترین درصد در نظر گرفته شده می‌باشد، سود ناخالص حاصله مبلغ یکصد و سی و دو میلیارد تومان خواهد بود. بر اساس محاسبه سود خالص که  در اداره‌های مالیاتی که محاسبه‌های بسیار دقیقی دارند، سود خالص گردش یک ساله کتاب مبلغی کمتر از هشت میلیارد تومان خواهد بود حال این مبلغ را بین بیش از نه هزار ناشر برای درآمد یک ساله تقسیم کنید، چه می‌شود؟ البته به گفته مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کمتر از دو هزار ناشر فعال در سطح کشور نیستند، بماند که چرا تعداد مجوزهای صادره رقم دیگری است، ولی این نوع تقسیم سود خالص حاصله هم درآمد قابل توجه‌ای برای دست اندرکاران نشر نخواهد بود. به هر حال نباید  فراموش شود که فروش تمامی تولید یک سال، محال است و انبارهای ناشران همیشه پر از کتاب می‌باشد خوب البته این مبلغ باعث می‌شود در چرخه صنعت نشر کارمزد دست‌اندکاران آن از نویسنده، مترجم، ویراستار، تصویرگر،  طراح‌گرافیک  و حتی خود ناشر حداقل ممکن باشد و همین مطلب موجب آن است که نویسنده، مترجم،... و ناشر حرفه‌ای که فقط از راه کار کتاب ارتزاق نماید کم داشته باشیم و تمرکز لازم و بایسته به کار از دست رفته باشد. خوب مسئله مالی باعث شده که نگاه تجاری برخی از ناشران كيفيت كار تصويرگری كودك و نوجوان را در کتاب‌های تالیفی كاهش داده و بدتر از آن به صرفه بودن اقتصادی بهره‌گیری از آثار خارجی به دلیل عدم رعایت کپی رایت در کشور ما يكي از عوامل اصلي افزايش كارهاي ترجمه شده است. برخی ناشران بر اين باورند صرف وقت بسيار و البته هزينه‌هاي بالايي كه تصويرگري به دنبال دارد، تأليف كتاب كودك و نوجوان را براي ناشر مقرون به صرفه نمي‌كند. از سوي ديگر همين همکاران و دست اندركاران كتاب كودك و نوجوان تصويرگري را از مهمترين اركان جلب مخاطب و پيشرفت ادبيات كودك و نوجوان مي‌دانند. تضاد اين دو تئوري اين سئوال را در ذهن ايجاد مي‌كند كه بالاخره تصويرگري در اين بخش از ادبيات در چه جايگاهي قرار دارد؟ مقصر كيست و چه بايد كرد؟ از طرفی با تصویرسازی‌های که روز به روز فرنگی می‌شوند و از طرف دیگر با بی‌رونقی گردش اقتصادی کتاب کودک و نوجوان چه باید کرد؟ از کتاب‌های فرنگی استفاده کنیم، فرهنگ ایرانی اسلامی چه می‌شود؟ از تصویرسازی‌ها، مواد اولیه و خدمات چاپ گران بهره ببریم، چگونه چرخه اقتصادی نشر خورا سامان دهیم؟

منصور جام‌شیر آذرماه 1390

 

 

 

 




بازگشت